شهید مسعود امیرخانی در اولین روز از شهریور ماه سال ۱۳۴۴ در شهرستان محلات و در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت(ع) دیده به جهان گشود. تحصیلاتش را در محلات تا سوم راهنمایی ادامه داد. مادرش می گوید: قبل از تولد مسعود خوابی دیدم که خبر از به دنیا آمدن پسری می داد. بچه های قبل هم که به دنیا می آمدند، می مردند ولی وقتی مسعود به دنیا آمد و زنده ماند همه خوشحال بودند. خودم اسم او را انتخاب کردم. روزی به من گفت: مادر! شما اسم همه برادران و خواهرانم را اسم ائمه(ع) گذاشتید ولی اسم مرا مسعود گذاشتید. گفتم: اسمت بی معنی نیست، تو سعادت داری و نمی دانستم که سعادتش بیشتر از اینهاست. آموزش های قرآن را می رفت و علاقه نشان می داد. بعد از ختم مادرم برای نماز صبح که بیدارشدم دیدم که مسعود نیست پدرم گفت: دیدم که به مسجد رفته و قبل از سحر مشغول نماز و عبادت است. همه را دوست داشت و با همه خوب بود. برایش فرقی نمی کرد که طرف مقابلش چه کسی است. مشکلی اگر برایش پیش می آمد خودش حل می کرد. حتی برادر بزرگترش را هم در انجام کارها راهنمایی می کرد. از خانه بیرون رفتم دیدم مسعود با موتور قصد رفتن به جایی را دارد، رسیدم کجا میروی؟ گفت: برای ثبت نام به جبهه می روم و به جای شما امضا می زنم ولی به پدر نگو زیرا اجازه نمی دهد، رفت و در بسیج ثبت نام کرد و به جبهه اعزام شد. در بازگشت از مناطق جنگی به عضویت سپاه در آمد. شب آخر که قصد رفتن داشت، نامزدش نیز منزل ما بود. لحظه خداحافظی چند بار می رفت و بر می گشت، یک بار پوتینش را جا گذاشته بود تا بار آخر من بهش گفتم: مادر خودت را جا نگذاری آن قدر می روی و بر می گردی. او رفت و در هجدهم اسفند ماه سال ۱۳۶۲ در منطقه عملیاتی بوکان هنگام درگیری با گروهک های ضد انقلاب بر اثر اصابت گلوله به بدنش به شهادت رسید و در شهرستان محلات به خارک سپرده شد.